حدیث نفس

مثل فراموشی غروب یک مرغ دریایی در انحنای قلب بریده ابرها فرو میروم

مثل فراموشی غروب یک مرغ دریایی در انحنای قلب بریده ابرها فرو میروم

حدیث نفس

حدیث نفس من چون کیمیا ی نگاه اخلاقی بی مداهنه... گوهری ست قیمتی که وجدان ناخودآگاه آدمی رابه نقد می کشاند و وزن مقابله با خویشتن را بالا می برد تا جایی که برای عرضه بالا بلندی و خود خواهی نا بخردانه امکانی در ذهن و ضمیر آدمی باقی نمی نماند و خلوت درون را به آرمان شهر سقراط حکیم تبدیل می کند.... در عین حال که ریشه ای عمیق در این کهن دیار دارد ...ماهشهر علی بهار

بایگانی

سروده پدر سرباز

جمعه, ۱۱ دی ۱۳۹۴، ۱۰:۳۴ ق.ظ

امام خمینی :ماآمریکارا زیر پا می گذاریم                                                                                 

...خون هزار سرو دلاور به خاک ریخت.....ای سایه های های لب جویبار کو؟....سایه

..از سروده پدر سرباز...

پرنده ای که میخواند

به صبح سعادت

سرود بیداری

مثل کودکی ست

که پذیره پدر شد

در عنفوان جوانی

وقتی که از جنگ برمی گشت

آغاز زندگی

لبخندهای کودکانه

آغوش مهربان پدر

لالایی مادرانه

عجیب وجدی داشت

یادمان باشد

چه خونها که کوچه را منور کرد

چه دستها که به دلدار نرسید

چه قدم ها که نشست

چه بغض ها که شکست

ومن به دنبال جانپاهی بودم

هرچند چون بره های  قربانی

مکدر سرنوشتم نبودم

قشنگترین بخش واژه ها

همین سرودهایی ست

که در پی رهایی و پروازند

رعایت انسان

تا آزادی همه آفتاب

جبهه مهران اردیبهشت1365 علی ربیعی(ع-بهار)

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۱۰/۱۱
علی ربیعی(ع-بهار)

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی