حدیث نفس

مثل فراموشی غروب یک مرغ دریایی در انحنای قلب بریده ابرها فرو میروم

حدیث نفس

مثل فراموشی غروب یک مرغ دریایی در انحنای قلب بریده ابرها فرو میروم

مشخصات بلاگ
حدیث نفس

حدیث نفس من چون کیمیا ی نگاه اخلاقی بی مداهنه... گوهری ست قیمتی که وجدان ناخودآگاه آدمی رابه نقد می کشاند و وزن مقابله با خویشتن را بالا می برد تا جایی که برای عرضه بالا بلندی و خود خواهی نا بخردانه امکانی در ذهن و ضمیر آدمی باقی نمی نماند و خلوت درون را به آرمان شهر سقراط حکیم تبدیل می کند.... در عین حال که ریشه ای عمیق در این کهن دیار دارد ...ماهشهر علی بهار

چارلز دیکنز نویسنده ای اخلاق گرا

يكشنبه, ۲۲ مرداد ۱۳۹۶، ۱۰:۳۲ ب.ظ

بعضی نویسنده ها وآثارشان  تاثیر آنی بر خواننده دارند می خوانی و بعد تمام چنانکه همه کسانی که اهل خواندن  کتاب  هستند این تجربه ها را داشته اند بی انکه تاثیرو بازتابی از اثربرای آینده در ذهنشان مانده باشد مثل خواب هایی که می بینیم فقط بدرد فراموشی و خاموشی میایند  زیرا که این آثار و خوابهای ما  حادثه نیستند یک اتفاقند با صفت کوچک اما آنجا که خاطرات شکل می گیرند و در ضمیر آدمی به ماندگاری می رسند حادثه ها یی هستند با یک صفت بزرگ که همیشه در حافظه ات با تلنگری اندک بالا می آیند و تورا درگیر می کنند  مثل زندگی در دریایی متلاطم که تا زنده هستی درگیر می مانی و دیکنز از این گونه خاطره هاست که هیچ گاه خواننده را به حال خود رها نمی کند همچنان که مرا بعد از سالها رها نکرد تا آن همه تصاویر زشت و زیبا از قهرمانانش خواب و بیداریم را بیاشوبند . او به گفته  منتقدین آثارش برجسته ترین  رمان نویس همه دورانها بود ودرعصرملکه ویکتوریا در قرن ۱۹ بین ۱۸۱۲ تا ۱۸۷۰ زندگی کرد وداستانهای تاثیر گذاری  ...چون دیوید کاپرفیلد...آرزوهای بزرگ..داستان دو شهر والیورتویست مشهورو بسیار قصه های دیگر به ادبیات انگلیسی زبان و بلکه هم جهان تقدیم نمود به گونه ای که مثل  حافظ  یگانه ما در ادبیات فارسی به آنچنان جایگاهی رسید که بعد ازاو شاید نیاز نبود که رمانی باز آفریده شود هر چند که هم بعد از حافظ  شاعران شعر سرودند و می سرایند وهم  بعد از دیکنز  نویسندگی و نویسندگان از حرکت باز نه ایستادند که هر کوه وقله را دامنه ها بسیار است وآبادی ادب وهنراز همین دامنه ها آغاز می شود تا به قله برسد  ...البته بعد از سالها که خوانش من از کارهای این بزرگ می گذرد گویی ادای دینی دارم که در حد بضاعتم نسبت به آموزه هایی که از داستانهایش آموختم در تمجید معرفت تساهلی ایشان کلید راه باشم  وبعد  نوعی حس دلبستگی به ارزش هایی که دیکنز به قصد بسط آنها می نوشت مرا با خود سخت مشغول  کرده بود ولذا به جهت یادآوری همه آن قصه ها و با ز خوانی در ذهنم تصمیم به شرح یادداشت هایم از این نویسنده گرفتم .شاید که برای شخص من با همه فراموشی و خاموشی به نوعی یاد آور رسم وزینی  ست که در فرهنگ ما هر روزه تکرار می کنیم که در راه نیک به تعبیر عالمان متعلم البته حاجت هیچ استخاره نیست هرچند شاید فقط یک دست درازی ناشیانه چیزی نباشد زیرا هدف من نقد نیست بلکه یادآوری عظمتی ست که من در کارهای دیکنز از جنبه های مختلف اعم از اوج و فرودهای قصه که در جنبه هنری آن است تا عناصر بکر و زیبای زبانی که نویسنده بکار برده و در ترجمه هم بازتاب دارد....

باری  با یاد آوری آن  خاطره ها به این سمت سوق داده می شوم که  توجهم به  جنبه ای از نگرش دیکنزجلب می شود  که اعتقاد دارد سرشت آدمیان تغییر پذیر است وای بسا که راه عنابت به مفهوم بازگشت به اصل خویش به تعبیر مولانا بسته نیست کافی ست  حادثه ای کمک کند تا پروانه وار  از پیله بدر آییم و آسمان و زمین را بهاری کنیم که پرواز گروهی پروانه های رنگ رنگ فرحبخش و فریباست !....ودیکنز بی اصرار قلم بلکه چون مولانا در غزلیات شمس روان به لغزش پروانه ای با نسیم زیباو اخلاقی می نوشت ...تا به سر منزل مقصود یعنی رسیدن به جامعه آرمانی که در خیال داشت برسد  زیرا که عصر او عصر رمانتیسم آرمانگرایانه  بود که هدفی بجز سعادت بشر را در تصور خیرخواهانه اش متصور نبود هرچند مثل هر مصلحی به سنگ خارای سخت جانی شرارت هایی خورده که کماکان با بشر است.اما دیکنز نویسنده ای است که نه اینکه بخواهد نشان راه باشد بلکه قهرمانانش در زندگی و به ناچار به تفکیک سره از ناسره می رسند و خواننده نیز بی انکه اجباری در کار باشد با قهرمان و ضدقهرمانش احساس همدردی می کند و هنر به تعبیر بزرگان نقد چیزی مگر نقطه اشتراک احساس صاحب اثر و خواننده نیست ا ین جمله کوتاه شرح و نقد اکثر آثاراین نویسنده شهیر  است که به آنی  ای بسا خوی آدمیزاد در شرایطی از چاه تیرگی به سمت آفتاب عالمتاب تغییر جهت  دهد  واز تیره گی نفرت به روشنایی محبت رود ...گذشت آن زمان که می خواندیم و شاید هم باور می کردیم که گرگ زاده گرگ شود ...اگر چه با آدمی بزرگ شود و یا تربیت نااهل را چون گردکان بر گنبد است ..عصر جدید که دیکنز فرزند بلافصل آنست به انسان سلبی نگاه نمی کند بلکه نگاه او ایجابی ست و زندگی و حیات انسان از جزمیت ارسطویی به سمت نگرشی که پرسشگر است عبور کرده ....جامعه باز تلقی ثابتی از انسان ندارد و هر چیزی را در حال شدن می بیند ودیکنز نویسنده ای ست که در این شرایط عقلانی ظهور و بروز می کند و ادبیاتی می آفریند انسان محور بی آنکه تلقی یکسو گرایانه داشته باشد..شیوه ونگاه و نگارش نویسنده به راه های درمان آلام بشری ست که ناشی از رنجی ست که از زندگی می برد وخود از کودکی سمبل کودکان کار و خیابان بود ....در جهان دیکنزی همه چیز ملموس و روشن است به همین دلیل است که زیبایی با نجابت و عشق با ازدواج به سامان می رسد  .... شاید به جرئت بتوان گفت همه مردم جهان به داستانها و سرنوشت قهرمانان چارلز دیکنز علاقه دارند زیرا که آیینه ای ست برای تماشای خویشتن همچنانکه داستان دو شهر شرح برگشت پذیری دکتر مانه است که کفاشی را در زندان می آموزد و مسیری اخلاقی را انتخاب می کند تا دل تاریکی را بشکافد و حیاتی دیگر را آغاز کند که برای انسان شدن هیچ گاه دیر نیست قهرمان رمان آرزوهای بزرگ پیب از مسیر حق شناسی تبهکارو محکوم فراری را وادار به اصلاح اخلاقی می کند وآن تبهکار ثروتی را که از راه تبه کاری بدست آورده به پیب می دهد تا دایره حق شناسی را به خواننده انتقال دهد..چنانکه سراسر رمان الیورتویست مبارزه جانانه ای بین رذالت وپستی از سویی  و صداقت وفضیلت از سوی دیگر است ونیکی و سالاری را که در نهاد بشر است در سیمای الیورجوان می بینیم که تصویری از رنج کودکیهای خود نویسنده است که با چهره کریه فقردست و پنجه نرم می کند اما زانو نمی زند ودر کشمکش های طولانی قصه  عاقبت   برشرارتی که فاگین پیر پدرسالار دزدها  در حال بازی مکارانه ای برای بدام کشیدن اواست پیروز می شود و به آرزوهای بزرگ خوانندگان جامه عمل می پوشاند زیرا  همواره در جان انسانهای پاکدامن غلیان سرشت رسیدن به ساحل نجات همیشگی ست .کار دیکنز مثل هر نویسنده بزرگی  پرداختن به حقایق کوچک است همان اتفاقات روزمره ای که تنها به واسطه ادبیات امکان بروز دارند به عبارتی نویسندگان بزرگ زندگی و ماجرا های کوچکشان را با قلم سحر آمیز خود نقاشی می کنندو فلاسفه بدنبال دنیایی بزرگترند که اکثریت مردم به آنها دسترسی ندارند .

قلم برنده او آثاری را می آفریند که بازتاب اجتماعی زمین و زمانه اوست که در سراشیبی فقر و بدبختی اکثریتی از مردم و فخر نجیب زادگانی ست که ماشین را برای رسیدن به امیال خود بخدمت گرفته اند و روابط اجتماعی زیرا فشار های خرد کننده سنت های جامعه اشرافی انگلیس در حال فروپاشی ست وسپس   جنگیدن با همان مفاسدی است که درمان پذریرند و در نهایت در زوایای پنهان قلم او نوعی امید را در کلام و کلمه قصه ها به خواننده اثر انتقال می دهد بی آنکه اجباری در فحوای صیرورت قصه باشد و این همان وظیفه اصلی نویسنده بزرگ است که انتخاب را به خواننده اثر وامیگذارد .

من به شخصه اعتقاد دارم یکی از مفاصد بد هیبت در زندگی بشردیو جنگ بوده است و عوارض بیشمار ناشی از آن که بی شباهت به راه های درمانی که دیکنز برای نجات مفاصد در داستانهایش در پیش گرفته نیست . همچنانکه نابهنجاری های اشخاص در قصه های دیکنز به هنجار می رسند فعل نابخردانه جنگ نیز در زندگی بشر  قابل درمان است .....لذا با این توصیفات دیکنز نویسنده ای است که در آثار فراوانش  به کاهش رنج بشری کمک می کند وهمین یک قلم بزرگترین خدمتی است که از دست یک هنرمند واقعی و انساندوست ساخته است تا جاییکه  ندای صلح طلبی بشررا از حالت آرمانخواهی صرف به عملی قابل باور درذهن و ضمیر خوانندگان آثارش منتقل می نماید .

من از همان ابتدای آشناییم با دیکنز به دوستانم در دانشکده می گفتم اگر می خواهید یک سیاستمدار خوب بشوید بروید و دیکنز بخوانید ...اگر می خواهید یک بازیگر خوب شوید بروید و دیکنز بخوانید واگر می خواهید یک حقوقدان هم بشوید بروید و داستان خانه غم زده اش  را بخوانید که اتفاقات در این داستان جهان بی ملاحظه وکلا را شرح می دهد وبی اعتمادی مردم به  آنها را  ...که ریشه در قانون دانی و پرداختن به جزییات حقوق مردم در این کتاب از سوی چارلز دیکنز دارد و این همه  نشان از اشراف این نویسنده توانا به جامعه ای ست که با زوایای پنهان و پیدای آن آشناست وبه تعبیری دل تاریکی ها را می شکافد تا به روشنایی رسد و البته سعادتمند فرهنگی که این چنین نویسنده بزرگی را در دامن خود پرورش داده است و اینکه همه ما برای رسیدن به جامعه و جهانی عادلانه تر بهتر آنست که آثار دیکنز را بخوانیم....

تهران تیرماه 1396 علی ربیعی (ع-بهار)

 http://ketabism.ir/charles-dickens/

  • علی ربیعی(علی بهار)

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی