حدیث نفس

مثل فراموشی غروب یک مرغ دریایی در انحنای قلب بریده ابرها فرو میروم

حدیث نفس

مثل فراموشی غروب یک مرغ دریایی در انحنای قلب بریده ابرها فرو میروم

مشخصات بلاگ
حدیث نفس

حدیث نفس من چون کیمیا ی نگاه اخلاقی بی مداهنه... گوهری ست قیمتی که وجدان ناخودآگاه آدمی رابه نقد می کشاند و وزن مقابله با خویشتن را بالا می برد تا جایی که برای عرضه بالا بلندی و خود خواهی نا بخردانه امکانی در ذهن و ضمیر آدمی باقی نمی نماند و خلوت درون را به آرمان شهر سقراط حکیم تبدیل می کند.... در عین حال که ریشه ای عمیق در این کهن دیار دارد ...ماهشهر علی بهار

آخرین مطالب

۴ مطلب در بهمن ۱۳۹۵ ثبت شده است

دلت زخمی ست می دانم

نگاهت زخمی ست می دانم

دستانت زخمی ست می دانم

جنگلت

صحرایت

کوچه باغت

پرچین کبوترانت

خانه ات زخمی ست می دانم

سالهای بسیاری ست

که زخمی بوده ای

زخمی بوده ایم

این جراحات

از صرف افعال هم گذشته

دیگرباقرقره ای در آسمانت

 آهویی در بیابانت

نمانده

هرجای این دشت  که می نگرم زخمی ست

زبان بسته ها که  کشته شدند

پرنده ها تسلیم

پروانه ها  رفتند

از بهارهم خبری نبود

تازه ما همه

به نحوی زخمی روزگاریم

می خواهد گرگ باشیم

یا کبوتر

روزی  از دیوار انقلاب بالا رفتیم

از پنجره آزادی پرت شدیم

تا چشم باز کردیم

عبور خشک ملخ ها بود

خشکسال و دروغ

تا همین جای روزگار کافی ست

نه راه پیش مانده

نه راه پس

باران چشمانت تمامی ندارند

روزها و ماهها و سالهای بسیاری

گفتیم این نیز بگذرد

گذشت بی قدر و قیمتی

بعد که جنگ شد

ما جبهه بودم

من و تو

بی نیازاز صله وانعام بنام وطن

شرح بی دلیل تعلق خاطر

که ما را به جبهه کشاند

برای سرباز کناریمان

در حالی که  شعرمئ خواندیم

ترکش توپ اورا با خود برد

وتو راست ایستاده تماشا کردی

دوستی را شب عملیات جا گذاشتی

آنگاه در وسط بیابان

تنها و بی کس

زیر آسمان دلگیربهاری نوروز 67

گریه کردی و گریه کردی

واشکهای تو بود

که کارون را آفرید

خون توبود

که دجله را گلگون کرد

زندگی را زیبا!

سرباز بی کفن وطنم

ماهشهر زمستان
1394 علی ربیعی(ع-بهار)

 

  • علی ربیعی(علی بهار)

آنسوی قله های مشرف به قصرشیرین
سربازان عراقی
تردید هزاران ساله تاریخ جنگ را
درسینه دارند
خمپاره 120 کنار پایم فرود می آید
هاج و واج
در بطن کودکانه جنگ ایستاده ام
ویاد عاشقانه دختران منتظر را
درکنج ذهنم مرور می کنم
دانشکده ادبیات
شکوفه های اقاقیا
کوچه دلگیر اسرار
که تو بودی وعشق بود و امید
اسفند 67 جبهه  مهران ع-بهار
  • علی ربیعی(علی بهار)

صبحانه خورشید

در گرگ و میش سحر و سپیده

در التهاب رویا و آرزو

چونان یوز پلنگان دشت

درپی زندگی دویدم

و امیدم هیچگاه سیراب نشد

اگر خورشید صبحانه من بود

ماهشهر دی ماه 1395 ع-بهار

جان شیفته
لودویک وان بتهوون آهنگساز شهیر آلمانی را ستایشگر آزادی و اخلاق و شور انسانی در عرصه موسیقی می دانند وی با هنر وزین خود توانست متفکران بسیاری اعم از خرد گرا و رمانتیک  را به نیک اندیشی  متوجه کند.او برای آینده بشر آرزوی عدالت اجتماعی و نفی تبعیض داشت و در ذهن و ضمیرش این امید موج می زد که خرد ورزی و دانایی امکان تحقق این آرزو را فراهم کند ...ابزار او برای این سعادت بشری آفرینش سونات های موسیقی بود ودر این مسیر روح و جسمش را به خدمت گرفت بگونه ای که به آرامی از همان جوانی  تحلیل  رفت  ...ویل دورانت می نویسد بتهوون انقلابی بزرگ جهان موسیقی کسی ست که شور و اشتیاق انسانی را به عرصه موسیقی کشاند وبرای نخستین بار آدمی را به دلیل شهامتش در اندیشه اخلاقی وعشق ورزیدن به همنوع و آروزمندیش برای صلح و آزادی توضیحبه عظمت رساند و راستی که جهان معاصر چقدر به این انسانهای فرهیخته که جان شیفته داشتند نیاز دارد....
ماهشهر از دفتر یادداشت ها علی ربیعی (ع-بهار)

  • علی ربیعی(علی بهار)

ظاهرا دنیا را از هر سو بنگری ویران است و کاری هم از دست هیچ کس ساخته نیست یادش بخیر روزگاری آرمانخواهان دست از جان شسته در صدد تغییر جهان برآمدند اما بعد از عمری تلاش و رنج ومصائب بسیار حالا جهان به ترامپ و لیدی های دور و برش ختم به خیر یا شرگردیده است ! نمی دانم...
دوستی می پرسد راستی چرا این طور شد ...می گویم برای اینکه  ترامپ کسی ست که فساد و اضمحلال اخلاق انسانی را عریان نشان میدهد....باری به تعبیر بزرگی همه چیز در زیر این آسمان کبود در هرج و مرج کامل است

...روان بیمار ملت ها

نه در آسمان ونه در دریا و نه در شکاف کوهها , روی زمین جایی نتوان یافت که آدمی در آن بماند و مرگ نتواند بر او غالب آید......بودا
علیرغم پیشرفت های خیره کننده علم وتمدن بربریت بشریت معاصر غیر قابل انکار است و لذا در قوی ترین دمکراسی جهان شخصی پیروز انتخاباتی دمکراتیک می شود که با اخلاق و معیارهای انسانی در ابعاد فردی و اجتماعی آن مشکل دارد و در عین حال افراد و گروههای اجتماعی بی شماری زیر علمش سینه می زنند, ..,,راستی دنیا را چه شده است که بی  باکانه به تخریب افراد و اشخاص و اقوام دست زده است آیا غیر از این است که روان ملت ها بیمار است. ,...
                           
ماهشهر از دفتر یادداشت ها یکم بهمن 1395 ع-بهار

 

 

  • علی ربیعی(علی بهار)