حدیث نفس

مثل فراموشی غروب یک مرغ دریایی در انحنای قلب بریده ابرها فرو میروم

حدیث نفس

مثل فراموشی غروب یک مرغ دریایی در انحنای قلب بریده ابرها فرو میروم

مشخصات بلاگ
حدیث نفس

حدیث نفس من چون کیمیا ی نگاه اخلاقی بی مداهنه... گوهری ست قیمتی که وجدان ناخودآگاه آدمی رابه نقد می کشاند و وزن مقابله با خویشتن را بالا می برد تا جایی که برای عرضه بالا بلندی و خود خواهی نا بخردانه امکانی در ذهن و ضمیر آدمی باقی نمی نماند و خلوت درون را به آرمان شهر سقراط حکیم تبدیل می کند.... در عین حال که ریشه ای عمیق در این کهن دیار دارد ...ماهشهر علی بهار

آخرین مطالب

سلسله موی هستی

يكشنبه, ۱۲ شهریور ۱۳۹۶، ۰۱:۵۶ ب.ظ

سروده شور جهان

جهان شور شیرینی ست
مثل یک ذهن زیبا
صدایم  میزنی
هرجا که باشم
برمیگردم
آنگاه بسان قمریان عاشق
با همه اشتیاقم
در بوسه هایت فرو می روم
زندگی بی آرایش زمستان
بهار نمی شود
ماهشهر ع-بهار

سلسله موی هستی

هیچ پرنده ای برای مرگ یا زندگی قصه ای ننوشت ...شعری هم نسرود ...هرتصوری زشت یا زیبا ساخته ذهن ماست وهر کدام از ما تمثیلی در اندازه قد و قواره خود از هستی می کشیم و بعد بی آنکه فرصت براندازش را داشته باشیم در دنیایی که از آن هیچ انسانی نیست جا می گذاریم و شاید همین چند جمله کوتاه خلاصه حیات بشر است  وبعد اینکه  از شروع عصر دکارت  تا به امروزهمه بحث فلسفه دخالت ذهن آدمی در معرفت هستی همین بوده است  و جهان نه از منظر نفس نباتی که از مسیر جلوه گری تفکر و اندیشه بی واسطه آدمی  به مشاهده و تجربه دست یازید و با ترازوی عقل به سنجش و شناخت رسید  و کانت هم در ادامه تکمیل این راه صعب قصر زیبای آسمان را بکناری نهاد  وباتاکید به مسئله  شناخت انفرادی یعنی فهم ما با شیء منطبق نمی شود؛بلکه شیء است که با فهم ما انطباق می یابد یعنی آنچه را ما  می بینیم آنی ست که ما دیده ایم و لاغیر وبا توسل به انقلاب کوپرنیکی منظومه شمسی و جایگاه زمین در این جهان که قطره ای از دربا نیست به نتایجی از حقیقت رسید که جوهره معرفت و شناخت را تا به امروز رقم زد و بدنبال آن  غایت ارسطو به گوشه ای از کتابخانه های قدیمی به بایگانی تاریخ رفت ومن نیز به نوبه خود هنوزهم براین باورم که زندگی با همه شور و هیجانی که دارد رویایی بیش نیست نه تنها برای من که برای آن همه بزرگ که دستی بر آتش ناشناخته های هستی گذاشتند که از این تجربه بجز سوختن و سوختن به سرانجامی نرسیدند و آنچه از شعرای عارف ما چون حافظ و مولانا سرودند بجز وهم و خیالی از سلسله مویی نبود ...

                       تهران شهریور 1396 علی ربیعی(ع-بهار)

 

  • علی ربیعی(علی بهار)

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی