از بودا تا نیچه
از بودا تا نیچه
امروز ۵ شهریور ۱۴۰۳ برق از سر من و تنهاییم پریده است پس در این گرمای خرماپزون همان بهتر که گرم فراموشی و خاموشی شوم و پناه ببرم به صفحه تکست گوشی و بنویسم از قول بودا سوالات فلسفی را رها کن؛ اول تیر زهرآگین را بیرون بکش از تن!
این از سخنان بودا پیام آور صلح و آرامش در دنیای شرق دور است مثل همه احادیث و روایات به راست و دروغش کار ندارم اما خوب برای اینکه کمتر رنج بکشیم بهتر آنست که تیرهای زهر آلود را از روح و تن بیرون بیاوریم که قطعا دردناک است اما بعد از آن به اندکی ملایمت می رسیم که زندگی را قابل تحملتر می کند هر چند نیچه فیلسوف آلمانی دقیقا به عکس بودا معتقد است که برای درک این زندگی بهتر آنست که تیرهای زهرآگین بیشتری در جسم و جان ما فرو رود تا از طریق آن به معرفت بیشتری دست یابیم به تعبیری بودا راه رهایی را پایان رنج ها و نیچه شروع رنج ها می داند هر چند با سبک و سنگین عاقبت کار متوجه می شویم همه این بافته ها از تار و پود آدمی سرانجام رشته شده و باد هوا میرود و همان بهتر که سخت نگیریم و تسلیم عاقبت امور شویم.
نیچه فیلسوف آلمانی بود که در اواسط قرن نوزده میلادی به دنیا آمد و کلی فلسفه بافت و با اولین نوری که بر قرن بیست تابیده شد چشم از جهان فرو بست ...اما کسی که ما با لقب بودا میشناسیم، در اصل مردی به نام سیدارتا گوتاما بود که در حدود ۵۰۰ سال قبل از میلاد مسیح در شمال هند زندگی میکرد. سیدارتا پس از سالها جستجو به دنبال حقیقت، به بودا به معنای بیدارشده تبدیل شد. او بقیهی عمر خود را صرفِ سفر برای به اشتراک گذاشتنِ آموزههایش کرد و الهامبخشِ مکتبهای مختلفِ بودایی در شرق آسیا و امروز در سراسر دنیا گردید. اما مثل همیشه از این دو نیز آبی برای بشریت گرم نشد که نشد و کسی عاقبت به خیر نگردید. علی
بنظرم نیچه بیشتر به فرهنگ ایرانی میخوره تا بودا.. توی تمام داستان های اساطیری و فلسفی ایرانی همیشه یک رنجی وجود داره تا به گنج برسی!
درواقع اون رنج از نبود فهم ما نسبت به یک موضوع اتفاق میوفته.. مثلا یک بچه وقتی پستونک از دهنش میوفته گریه میکنه چون توان حل مسئله رو نداره. و همین بچه بزرگ میشه دیگه این مسئله شوخیه براش.