اشکها
يكشنبه, ۱۱ فروردين ۱۴۰۴، ۰۲:۳۶ ب.ظ
سروده اشکها
عشق ناشناس میآید و
ناشناس میرود
مثل مرگ نیست
که عریان میآید و
عریان می بَرَد
اشک ها اما
بر گونه که می نشینند
رازی پنهان دارند
علی
سروده قاب سوخته
بگذارید
هواپیماها از فرودگاه برخیزند
قطار ها
از ریل پیاده شوند
و اتوبوس ها
با آهنگ برگهای زمستانی جاده برقصند
خیالی نیست
چمدان ها همواره
رویای عزیزان را
در قاب سوخته خویش
نگه میدارند
علی
۰۴/۰۱/۱۱
جناب ربیعی سلام
وقت بخیر
ازتون دعوت می کنم برای انتشار یادداشت هاتون از شبکه اجتماعی ویترین به عنوان یک میکروبلاگ در کنار وبلاگ خود استفاده کنید
دانلود از بازار
https://cafebazaar.ir/app/ir.vitrin.app
مطالبتان بدون نیاز به فالوور به تمام کاربران نمایش داده میشود
با سپاس